۱۲ بهمن ۱۳۹۲

یه صحنه‌ای از فکرم بیرون نمی‌ره اصلن.‏
افسره وایساده بود، پرونده‌ی اینایی که می‌خواستن امتحان بدن دستش بود.‏‏
همه‌ معلولیت حرکتی داشتن.‏
افسره رفت اون طرف خیابون، اینام تند تند راه افتادن دنبالش.‏
ده پونزده‌ تا مرد با اون حالت، عین خرچنگ راه افتادن دنبالش.‏

هیچ نظری موجود نیست: