۱۶ اسفند ۱۳۹۳

این نیاد کاش. همین جور آهنگ گوش بدم گریه کنم. کاش یه دقه ولم کنه. هی کار به کار  آدم داشته باشه که کلاست طول کشید، چهل و پنج دقیقه نبودی، چی. چرا باید همه‌ش از جای آدم خبر داشته باشه؟ اه. چرا این جا به اندازه کافی سوراخ سنبه نداره آدم بره گم و گور بشه یه ساعت در روز؟ گریه گریه میاره؟ چرا امروز این جوری شد؟ گلوم درد گرفت دیگه. بسه. بسه. تقصیر مامانه. چرا حرفاشو می‌نویسه این جوری می‌شه؟ وقتی حرف بزنیم همه‌ش مسخره بازیه، می‌خندیم تیکه می‌ندازیم به هم. ولی پیغامای وایبرشو روی سنگ بذاری، آب میشه. این جور که کتابی قربون صدقه‌ی آدم میره. دختر خوبم فلان؟ تو هر روز یک خبری از خودت به من بده تا آرام باشم و بتوانم زندگی کنم؟ بابا! شت‌هایت را درکنار هم بذار. بسه. بسه. اینا خوبن. این پسره که پشت منه جاش که از همه خوبتره. زیرپوشش از پیلورش کج و کوله بیرون می‌زنه تخمش هم نیس. با همونم خوش تیپه اصلن. ریش تُنُک قهوه‌ای، چشای آبی و انگشتای محشر. و دماغ کوچولو و خیلی لاغر و رنجور و قدبلند و پیر. نه به پیری من البته. از من پیرتر فقط یه درخت تو امامزاده صالح بود که اونم قطع کردن مثکه. مهربونن. هی چیز می‌کنن که منم قاطی‌شون شم ولی زبانم قاصره و همین جور کنج عزلت می‌گزینم. فقط هم زبان ناقص نیست. همه چی. کلن حرفی برای گفتن ندارم راجع به چیزایی که اینا حرف می‌زنن. همه‌ی عمرم فقط پامنبری بودم. نظری هم اگه دارم نظر یکی بوده که من شنیدم الان دارم نشخوارش می‌کنم. همونم بخوام برگردونم به زبون اینا، یه چیز دست و پا شیکسته‌ی ناجوری میشه. نیومد این. حکمن شام رفتن بیرون. باشگا، حافظ خوانی و شام دورهمی. ظهر رفتم لیموترش گرفتم که مثلن با آبجوش عسل بخوره گلوش خوب شه، نگاشونم نکرده. با کلی نارنگی ریز. به من چه. آوردم ریختم جلوم قصد دارم همه‌ش رو بخورم. حسین خوب بود یه کله هزار تا نارنگی تند تند پوست می‌گرفت می‌خورد. توی حلق منم می‌کرد. مسخره‌س که توی عکسا آدم انقد نزدیکه. بچه‌ی داداشم که می‌ره خونه‌مون از جای جای خونه عکس می‌گیره همین جور می‌فرسته. عکسای کج و کوله. زیر میز، پشت پرده، لباسای ورولو رو دسته‌ی مبل. همه چی همون جوره که همیشه بوده. یه سنجابی بود، عروسک عصر یخی، همین جور صد ساله زیر مبل افتاده. دلم می‌خواد اون جا باشم؟ هیچ وقت. دوست دارم آدمای اون تو این جا باشن. داداشم. مامانم. «خوب غذا بخور سالم باشی چون که راهت دور است من نمی‌توانم هیچ کاری برایت بکنم.» نگاه کن این پیغاماشه.‌‏

هیچ نظری موجود نیست: